نـیـمـا، مـانـا شـد...

 

اهدای عضو1

نیما....
نوجوان بود و پر از شور و نشاط دوران نوجوانی....


میلاد.....
مادر میلاد دیگر منتظر نبود، منتظر معجزه ای از آسمان، منتظر قلبی بزرگ و وسیع برای تنها فرزندش تا بتواند دوباره دست در دست فرزندش قدم بزند....

محمد.....
امشب نازنین و علی کوچولو دیگر با خیالی راحت می خوابند و از مادرشان دیگر نمی پرسند ؛ کبد چیه ؟

مینا.....
خسته شده بود از دیالیزهای مکرر و.... آرزو داشت، آرزوی داشتن کلیه ای سالم....
نیما، میلاد، محمد، مينا و ...آرزوهای دست‌ نیافتنی و دست‌یافتنی زیادی داشتند و دارند
اما سرنوشت همه و همه گره‌خورده بود به یک تصمیم مهم و سرنوشت ساز....
برآورده کردن آرزوهای همنوع و آرزوی داشتن قلب، کلیه، کبد و .... و یک زندگی عادی
نیما تا دیروز برای خانواده، آشنایان، دوستان و شاید همشهریان آشنا بود اما اکنون نام نیما در تهران، شیراز و .... ماندگار می ماند.
شاید تنها آرزوی نیما این بود که ادامه‌ی زندگی اجزای وجودش، نجات‌بخش زندگی دیگری باشد و شاید ....


اهدای عضو  قصه عاشقی است و داستان قرب الهی، سرگذشت خانواده‌های ایثار‌گری که با گذشتن از اعضای بدن عزیزانشان، نا‌امیدی مطلق همنوعان نیازمند به عضو را به لحظاتی سرشار از امید و اعتقاد تبدیل و شادی وصف‌ناپذیر این درماندگان را به نظاره می‌نشینند


شامگاه یک شنبه
شامگاه یک شنبه چه شامگاهی بود پدر پس از اتمام کار با کلی ..... وارد منزل شد و ..... ناگهان صدای انفجار کل کوچه پیچید و پس از آن صدای ناله و آژیر و .... بود


خبر های ناگوار و دردناک
خبر ناگوار و دردناکی بود خبر فوت دختر، پس از آن سکوت تلخی در خانواده آمارلو به وجود آمده بود .... کادر درمان برای زنده نگه داشتن نیما همه تلاششان را می کردند که نیما بهبود یابد اما او دچار مرگ مغزی شد.....


تصمیم سرنوشت ساز
حوالی ظهر بود که که خانواده آمارلو با چشمان اشک‌بار، برگه اهدا عضو را امضا کردند و به بخش آی سی یو رفتند تا لحظات آخر، نیما را ببیند...

پیوند اعضا به چندین نفر
لحظه انتقال نیما به بیمارستان پیوند عضو فرا رسید و نیما منتقل شد و ساعاتی بعد قلب، دو کلیه و کبد وی به بیمارستان پیوند اعضا منتقل و به بدن چندین بیمار پیوند زده شد...

بیماران نیازمند پیوند اعضا
بیماران زیادی روزانه نیازمند پیوند اعضا هستند و اگر تا یک سال آینده عضو پیوندی دریافت نکنند متأسفانه جان خود را از دست می‌دهند.

آرامستان بهشت فضل
۱۸ آذر ماه روزی است که پیکر نیما آمارلو در آرامستان بهشت فضل در خاک آرام می گیرد و نامش در آخرین برگ زندگی‌اش ،پیام‌آور زندگی چند خانواده‌ای شد که جان شیرین عزیزانشان درخطر از دست رفتن بود.

*نیما آمارلو* نوجوان نیشابوری که در بخش ICU2 مرکز حکیم بستری بود به بیمارستان منتصریه مشهد منتقل و قلب او به یک هموطن تهرانی اهدا، کبد و کلیه های آن مرحوم به مرکز پیوند شیراز برای اهدا به بیماران نیازمند منتقل شد. همچنین قرنیه‌ های او به بانک چشم دانشگاه علوم پزشکی مشهد تحویل و بخشی از پوست آن زنده یاد برای پیوند به بیماران بخش سوختگی بیمارستان امام رضا(ع) منتقل شد.

 

🗓️ ۱۷ آذر ماه ۱۴۰۲
🖊️ روابط عمومی مرکز آموزشی، پژوهشی و درمانی حکیم


🆔https://ble.ir/Hakim_Nums